الفيض الكاشاني

149

قرة العيون في أعز الفنون ( كنگره فيض ) ( فارسى )

دويّم آناناند كه علم باطن دانند وبس ، وايشان مانند ستاره اند كه روشنايي آن از حوالي خودش تجاوز نكند ، واز اين طايفه نيز رهبري نيايد مگر كم ، چرا كه بيش از گليم خود از آب نتوانند بيرون كشيد ، به جهت آنكه علم باطن بي ظاهر سعت وأحاطت « 1 » نتواند داشت وبه كمال نتواند بود . سيّم آنانند كه هم علم ظاهر دانند وهم علم باطن ، ومثل ايشان مثل آفتاب است كه عالمي را روشن تواند داشت ، وايشانند كه سزاوار رهنمايي ورهبري خلايق اند ، چه يكي از ايشان شرق وغرب عالم را فرا تواند رسيد ، لكن چون در صدد رهبري وپيشوايي درآيند محلّ طعن أهل ظاهر مي گردند واز ايشان اذيّتها مي كشند ، چرا كه در اين هنگام ايشان را نزد عامّه ناچار جاه وعزّتي رو مي دهد وعلماي ديگر كه ابناي دنيا اند نميتوانند ديد كه دنيا كه معشوق ايشان است با ديگري باشد ، وسبب ديگر در اذيّت ايشان تشبّه طائفه‌اي از جهّال است بايشان در أقوال وافعال ودعاوي خالي از أحوال وگرويدن جمعي از عوام بدين متشبّهان ضالّ . « عيب ما نيست گر نمي بينيم * گوهري در ميان چندين خس » « 2 » وأصول علم حكمت را در زمان پيشين از أنفاس مباركة انبياي مرسل زيركان هر عصر فرا گرفته‌اند واز پرتو سخنان وحي نشان ايشان جهانيان را بدان رهنمايي نموده .

--> ( 1 ) - في ب : سعة واحاطه . ( 2 ) - ديوان اشعار ، اوحدي مراغه‌اي .